الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

286

الغدير ( فارسي )

اگر چنان پيش آمد كه با بيش از يك تن دست فرمانبرى دادند جستجو مىكنند كه كدام يك جلوتر بوده و همان را روا مىشناسند و اگر ديگرى در نپذيرفتن پافشارى كند از گردنكشان است و روا نيست در دو گوشه از زمين كه خيلى از هم دور نيافتاده‌اند با دو امام پيمان بندند ولى اگر سر زمين پهناورى باشد كه يك تن نتواند گردش كارهاى آن را به گردن گيرد آنگاه بايد انديشه را به كار انداخت تا ببينيم مىشود دو امام داشته باشيم يا نه . آن چه در « مواقف » بود پايان يافت و روشنگران آن - سيد شريف جرجانى ، ملا حسن چلبى ، شيخ مسعود شيروانى - نيز همين سخنان را بر زبان خامه آورده‌اند بنگريد به نگاشته‌هاى روشنگرانه شان در پيرامون « مواقف » ج 3 ص 265 تا 267 . گفتار ماوردى : ماوردى در « الاحكام السلطانية فرمانهاى شاهى » ص 4 مىنويسد : دانشمندان در اين كه با همداستانى چند تن مىتوان پيمان امامت را استوار ساخت راه هائى جدا از هم رفته‌اند گروهى گفته‌اند : استوارى آن تنها در هنگامى است كه تودهء كسانى كه در هر شهر به كار گره گشائى و پيوند زدن گسيخته‌ها مىپردازند انجمن كنند تا آن كه را بر مىگزينند همگان به او خشنودى دهند و در فرمانبرى از امامت او همداستان باشند . در پاسخ به اين برداشت نادرست ما جانشينى بوبكر - خدا از وى خشنود باد - را پيش مىكشيم كه پيرامونيان دست فرمانبردارى به او داده و او را برگزيدند و هيچ هم چشم به راه ننشستند تا آنان كه نيستند سر برسند ( 1 ) . گروهى ديگر گفته‌اند : كمترين شماره اى كه براى بستن پيمان امامت نيازمند آنانيم پنج تناند كه بر استوار ساختن آن گرد آيند يا يكىشان با خشنودى چار تن ديگر اين كار را به انجام برساند ، زير بنياد اين نگرش دو چيز

--> ( 1 ) برگرديد به زيرنويس ص 283 شمارهء ( 1 ) و ( 2 )